|
پای گریز نیست
توان گریز
نیز
از روز نونهالی
تا روزگار کهنسالی
همره رشد خویش، ریشه جان را
در عمق خاک تیره فرو برده ست
و در تمام عمر
از بطن خاک روزی خود خورده ست
پیوند با زمینش،
پیوسته استوار
من نیز چون درخت
با ذره ذره ی این خاکم، پیوندی ست
پای گریز نیست، توان گریز،
نیز
دلبسته ام به خاک وطن،
- من
و پایدار
تا
پای
دار
" حمید مصدق " 
|