|
من این بغض ابدی را از آسمان به ارث برده ام
آسمانی که دستان پر سخاوتش، لب های عطشانم را یاری نکرد
آسمانی که چشم روشنش را به روی شب های تارم نگشود
آسمانی که ....
های! زمین! آغوش گرمت کو؟ کجاست لالایی لطیف دشت هایت تا...
تا این بغض بر دل مانده را پذیرا باشد؟
آی زندگی! کجای قلبِ تاریکت جا مانده ام؟
ماءوای این تن نیمه جان کجاست؟
کیست تا فریادم را شنوا باشد؟ ....

پ . ن : یادت باشه :
هر چی تنهاتر بشی، دنیا تو رو کمتر می خواد!
|