تبليغاتX
دل نوشته های نازنین
دل نوشته های نازنین



رمضان مبارک

سلام دوستای خوب خودم همه خوبین انشاا... که؟؟! طاعات و عبادات همگی قبول باشه. نشد که بازم به موقع تبریک بگم ولی با تاخیر تبریک من رو به مناسبت رسیدن ماه مهمونی خدا بپذیرید.

چند روز پیش یه Email دریافت کردم که کلی قشنگ بود. این شعر انگلیسی رو به مناسبت این ماه قشنگ تقدیم شما میکنم.

التماس دعا....

   ...A blessed Month

 

It's the time of year to take spiritual stock
Of the things we are doing and the things we are not

It's a blessed month and our chance to be
Cleansed of our sins if we fast sincerely

Its not just about taking no food and drink
Every part of our body should refrain from sin

Guarding eyes, ears, tongue, our body as a whole 

      With the conscious intent of purifying the soul  

This will soften our hearts, we will feel the pain
Of those that have little of our worldly gains

The reward of good deeds is many times multiplied
So give money, food, help, whatever you like

Make the mind and body prostrate to the Lord
Let the Quran's message become food for your thoughts

Don't miss the Taraweeh, such blessings it holds
It's a great opportunity to add to the score

Remember, this is the month that generates Taqwa
Doing all those things that bring us close to Allah

Restraining ourselves from the deeds He dislikes
Having love, fear, respect, all these feelings inside

This month brings with it glad tidings, good cheer
It's the best kind of training for the rest of the year.  

                رمضان

جمعه سی ام شهریور 1386 توسط نانا |

مرز انسانیت کجاست؟؟

سلام

دو تا اتفاق با یه مضمون برام افتاد. اگه وقت دارین بخونین . نظرتون

 

 چیه؟

 

1)چند وقت پیش که کلاسای دانشگاهم تموم شده بود واسه دیدن

 

 دایی و خونوادشون رفتم کرج.

 

پشت پیشخون فروشگاه پر زرق و برق دختر داییم  تو یکی از محله

 

های بالای شهر که نمایندگی مارک معروفیه نشسته بودم و قیافه

 

های مردم رو نگاه میکردم.

 

دو تا خانم با یه ماشین مدل بالا جلوی فروشگاه پارک کردن و بدون

 

نگاه کردن به ویترین ، جوری که انگار قیمت و آدمای اطراف

 

براشون مهم نباشه ، اومدن داخل و بعد از نگاه های پر معنی و گاهی

 

گنگشون از دختر داییم پرسیدن : (( اینا New Collection  

 

 نیستن که! من خیلیاشون رو پارسال تو دبی دیدم ! )) دختر داییم

 

هم تایید کرد و یه کارت فروشگاه رو بهشون داد تا اگه سفارشی

 

داشتن زنگ بزنن. خانم ها هم  بدون اینکه چیزی بگن دست بردن

 

سمت ویترینای داخل فروشگاه و چند جفت کفش و کیف  رو نگاه

 

کردن و  بعد رفتن سوار ماشینشون شدن و ...

 

چند لحظه بعد از رفتن اون دو تا خانم یه آقایی با دو تا دختر

 

کوچولوش که از جلوی فروشگاه رد میشدن اومدن داخل و آقا رو

 

به دختر داییم گفتن : (( یه مانتو اندازه این دخترم دارین ؟)) و

 

دختر بزرگشون رو نشون دادن. دختر داییم گفت : (( مانتو همین

 

یه مدله و قیمتشو گفت . )) مانتوی شیک و خوش رنگی بود. آقا با

 

شنیدن قیمت چند ثانیه ایستادن و بعد از کلی عذر خواهی گفتن

 

انشا ا... مزاحمتون میشیم بعدا ! بعد دست دختراشونو گرفتن و

 

رفتن. نه من و نه دختر داییم هیچ کارتی بهشون ندادیم تا تماس

 

بگیرن !!

 

2) دو روز پیش که رفتم نون بگیرم تو یه خیابون پرترافیک یه

 

نونوایی خلوت پیدا کردم و با هزار زحمت حدود سه متری اونجا

 

جای پارک گیر آوردم و پارک کردم و رفتم نون گرفتم. وقتی

 

داشتم برمی گشتم ماشینی که جلوی من پارک شده بود رفته بود .

 

برا همین من از پیاده رو پامو گذاشتم همون جایی که خالی بود یکهو

 

یه  Rio با سرعت عجیبی دقیقا اومد سمت من تا پارک کنه. من که

 

دستم نون بود از ترسم برگشتم عقب و پام رفت توی جوب. واسه چند

 

لحظه از ترس ماتم برده بود اما راننده ماشین با دو تا دختر خانم که

 

پشت نشسته بودن میخندیدن!!! من اصلا حوصله بحث نداشتم و با

 

همون حالت ترس و عصبانیت نشستم تو ماشینم . همون لحظه آقای

 

راننده ی نسبتا محترم و خانما برگشتن من رو که پشت رول بودم نگاه

 

کردن. بعد آقا پیاده شدن و تعظیم کردن به نشونه عذر خواهی!!

 

نمیدونم اگه من سوار همچین ماشینی نمیشدم بازم ایشون پنج دقیقه

 

بعد یاد تعظیم و عذر خواهی میافتادن یا نه؟!! چی فکر میکنین؟

 

یعنی واقعا ارزش آدما به تیپ و ماشین و لباساشونه یا انسانیت مرز و

 

محدوده نداره؟ نظرتون چیه ؟

جمعه شانزدهم شهریور 1386 توسط نانا |



ردّ پای خاطراتت را چگونه از لحظه هایم بشویم ، آشنا؟

مرا ، خاطره را ، عشق را
زیر خروار ها خاک نفرت مدفون کردی!

بخشیدمت دم آخر.... خدا به همراهت....

nazanin_3016@yahoo.com

RSS 2.0

Designed By Www.setareha.net