|
بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم
کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم
از خجالت بسته نگاهم
درونم میسوزه از سوزش آهم
یاد گرفتاریم میافتم...
یاد اون لحظه ای که میبرنم
به یاد غسل و کفنم
یاد فشار قبرم و فریاد زدنم
یاد عذاب و بدنم
یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنن
یاد ساکت شدنم
یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم
که بگو خدات کیه؟ قبلت کجاست؟
چیه کتاب تو؟ اسم پیغمبرتو بگو...
کمکم کن که نمونه جوابم توی گلو
تو سوال اولی بگم علی
دیگه هر چی که بگن بگم حسین
دینم زینب و حسینه... قبلم بین الحرمینه...

یا حسین!
به مادرت بگو که این بنده اگر نا سپاسه
ولی دل داده ی عطر گل یاسه
تو عاشقی هر چی میدونه معلم عشقش عباسه
|